داستان روستاها

سلام
در سال 97 بیش از چهار ماه در گردش بودیم و هنوز هم هستیم. روستاهای مختلفی را از نزدیک دیدیم. خونه به خونه و کارگاه به کارگاه رفتیم و با بافنده های مهربون و خون گرم روستایی گپ زدیم. مردم روستاها خیلی هاشون واقعا مهمون نوازن. ماه مبارک رمضان بود. رفته بودیم یاسوج، دهستان چین، توی یکی از روستاهای اطرافش. خب ما مسافر بودیم اما کثیرالسفر، موقع افطار بود که یکی از اهالی این روستا به محض اینکه متوجه شد ما روزه هستیم، سریع رفت و چندتا از جوجه هاش را سر برید و به اجبار برامون سفره انداخت .
نتیجه ی روستا گردی های این چند ماه آشنا شدن با تعداد زیادی بافنده بود. سعی کردیم تو این مدت اطلاعات مورد نیاز از شهرهای مختلف بدست بیاریم تا بتونیم برای بافت طرح های مختلف، از این بافنده ها استفاده کنیم. یه نکته ی دیگه ای هم که متوجه شدیم این بود که خیلی از بافنده های روستایی به خاطر نبود بازار فروش و دستمزد بسیار ناعادلانه، علارقم اینکه به کار کردن نیاز داشتن، اما قالیبافی را کنار گذاشته بودن. ما همه ی تلاش خودمون را می کنیم که فرش با قیمت مناسب و دستمزد عادلانه تو چرخه تولید و فروش قرار بگیره و درکنار آن بتونیم با تامین قالی دستباف مرغوب و به صرفه ، کمکی به سلامتی خانواده های ایرانی کرده باشیم. اگر خدا بخواهد
از اصل مطلب فاصله نگیریم. هدف ما در اینجا این بود که گزارشی از بازدید هامون خدمتتون ارائه کنیم.

بعد از گشت زنی هایی که توی روستاهای مختلف دهستان چین از استان کهکیلویه و بویراحمد کردیم و چیزی هم دستمونا نگرفت، بچه های کم سن وسال روستایی رفتن و از خونه هاشون زیرانداز و مهر وجانماز آوردن. زیر سایه یه درخت نماز ظهر وعصر را خوندیم و حالا وقتش رسیده بود که یه عکس یادگاری با همدیگه بگیریم. این همون عکسه.

 

© تمامی حقوق این وبسایت متعلق به مجموعه فرش دفتینه می‌باشد.
طراحی و پیاده سازی توسط گروه رسانه‌ای رسام